سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
مقوله ای بنام وحدت حوزه و دانشگاه - فرهنگی - مذهبی
آنکه سرگرمی اش فراوان شد، خردش کم گردید . [امام علی علیه السلام]

فرهنگی - مذهبی

 

 
مقوله ای بنام وحدت حوزه و دانشگاه(شنبه 2 دی 85 ساعت 12:43 عصر )



27 آذر، روز شهادت شهید دکتر مفتح؛ روزی است که به فرموده حضرت امام، قرار بود روز ویژه «وحدت حوزه و دانشگاه» نامگذاری شود و برنامه‌های هماهنگی بین این دو نهاد برای وحدت و نزدیکی بیشتر به هم صورت پذیرد، اما با گذشت ربع قرن از تاریخ نامگذاری این روز، نشانه‌های جدی از حرکت و اقدام این دو ارکان فرهنگی و علمی کشور؛ یعنی حوزه علمیه و دانشگاه در راستای تحقق فرموده حضرت امام به چشم نمی‌خورد.
از همین رو، مصاحبه‌ای ترتیب دادیم با حجت‌الاسلام حسینی بوشهری، مدیر حوزه علمیه قم و نماینده مجلس خبرگان رهبری تا با برنامه‌های گذشته و اقدامات آتی این نهاد برای ایجاد وحدت بین حوزه و دانشگاه آشنا شده برخی ابهامات موجود رفع شود.

بازتاب: به عنوان پرسش نخست و برای ورود به بحث، بفرمایید منظور شما از وحدت در مقوله وحدت حوزه و دانشگاه چیست؟ چراکه نبود تعریف واحد بین این دو نهاد، سبب‌ مشکلات و کج‌فهمی‌هایی شده است. برای مثال؛ آیا وحدت در روش‌شناسی، اهداف و مسائل آموزشی یا مطلب دیگری است؟
حسینی بوشهری: قطعا نظریه پایه‌گذاران بحث وحدت و در رأس همه، حضرت امام، بحث وحدت در روش، یا وحدت در برنامه‌های آموزشی و امثال آن، آن‌گونه که عده‌ای تصور می‌کنند، نیست. اگر ما به این مسئله که چرا حضرت امام، مسئله وحدت بین حوزه و دانشگاه را مطرح کردند، اشاره کنیم، به جدایی حوزه و دانشگاه بازمی‌گردد.

از نظر تفکر، زمانی دشمنان ما به این موضوع دامن زدند که حوزیان را از دانشگاهیان و دانشگاهیان را از حوزویان جدا کنند. با توجه به تأثیرگذاری‌ این دو مجموعه عظیم در فکر و فرهنگ و سیاست و اقتصاد جامعه، دشمنان به این نتیجه رسیدند که این دو مجموعه را از هم جدا کنند، اما در کل موضوع این بود که ما این دو مجموعه عظیم را به وحدت دعوت کنیم و مقصود از وحدت، وحدت در هدف و مقصد بود.

البته باید گفت، اگر احیانا ما بتوانیم در روش‌های آموزشی و برخی مسائل دیگر، تلاش‌هایی انجام دهیم، در حقیقت زمینه‌سازی برای رسیدن به آن هدف کلان و اساسی است؛ بنابراین، منظور از وحدت در فرمایش امام و پایه‌گذاران بحث وحدت، وحدت در هدف و مقصدی است که بتوان در سایه آن، اسلام و ایران اسلامی را به آن اهداف عالی و مترقی رساند.

بازتاب: شما اشاره‌ای هم به سؤال بعدی داشتید، مبنی بر این‌که چرا دانشگاه برای طرح مقوله وحدت بین حوزه و دانشگاه انتخاب شد؟ به نظر شما، چرا اشتراکات و نزدیکی‌ها موجب شد تا چنین فکر و ایده‌ای از سوی حضرت امام مطرح شود؟

حسینی بوشهری: این‌که بحث وحدت حوزه و دانشگاه مطرح است و ما سراغ مجموعه‌های دیگر نمی‌رویم؛ یعنی ما نمی‌گوییم که فرضا حوزه با بازار یا مجموعه دیگری به وحدت برسد که البته به خاطر جایگاه فکری و فرهنگی این دو نهاد است؛ یعنی تأثیرگذاری این دو نهاد بر مجموعه مسائلی است که در همه کشور وجود دارد؛ هم حوزویان از منظر مسائل دینی و فکری و هم دانشگاهیان. چون این دو مجموعه در زمینه مسائل کشور، تأثیرگذارتر و کارآمدترند. به همین خاطر، امام بر حوزه و دانشگاه انگشت گذاشتند و تأکید به وحدت آنها کرده‌اند.

بازتاب: پس بحث عدم سنخیت رشته‌ها و برنامه‌های آموزشی و تحصیلی این دو چه می‌شود؛ رشته‌هایی که گاه هیچ هم‌خوانی با هم ندارد؟
حسینی بوشهری: آن علومی که دانشگاهیان می‌خوانند و آن دانشی که حوزویان می‌آموزند، در جای خود ارزشمند است. کسی که نگاهش این نیست که ما بیاییم درس‌های دانشگاهی بخوانیم و یا این‌که دانشگاهیان درس‌های حوزوی بخوانند؛ یعنی تفاوت هست ولی نه اختلافی که باعث زیان شود. برای مثال، بین دو دانشکده ـ در حالی که در یک مجموعه هستند ـ هم اختلاف هست و این مشکلی ایجاد نمی‌کند، ولی مشکل جایی است که نگاه و رویکرد فکری و فرهنگی این دو مجموعه به راهی برود که به نقطه مشترک نرسند.

بازتاب: با توجه به این‌که در این چند سال، حوزه بیشتر منادی و نفر اول در زمینه وحدت بین حوزه و دانشگاه بوده است و عمده این بحث شاید تا حدودی ناشی از تلقی منفی برخی دانشگاهیان و یا عملکرد نادرست برخی حوزویان باشد، حال به هر دلیل با توجه به ثمرات اندکی که در این چند سال مشاهده می‌شود، آیا به نظر شما، بهتر نیست در مقوله‌هایی که حوزه و دانشگاه با هم عجین هستند مانند رشته‌های علوم انسانی و الهیات، اینها زیر نظر یکی از این دو نهاد رفته و در دیگر مباحث مانند رشته‌های علوم پایه دانشگاه و پزشکی و ... راه مربوط و مخصوص گذرانده شود، چراکه محل اصلی بحث، همین رشته‌ها و علوم است و حوزه داعیه‌ای ندارد که مثلا رشته‌های فیزیک و ریاضی و هوا و فضا را هم از لحاظ هدف و روش تغییر داده با آنها همکاری کند.

حسینی بوشهری: این مشکل ما را برطرف نمی‌کند. ما به دنبال ادغام و این‌گونه مسائل نیستیم، چراکه این درمان هیچ تأثیری ندارد. هدفی که امام مشخص کرده‌اند با ادغام چند رشته و یا مرکز محقق نمی‌شود؛ یعنی آن هدف بسیار کلی، کلان و جدی است، وگرنه ما الان اگر حوزه و دانشگاه را از لحاظ درسی با هم ادغام کنیم، هنگامی که نتوانیم به آن هدف برسیم و همچنان دو نگاه و دو مبنا باشد که در حوزه و دانشگاه رشته‌های واحدی در زمینه علوم انسانی تدریس شود، منتها با دو نگاه و دو نگرش متفاوت، باز همان مشکل را خواهیم داشت و عملا وحدت تحقق پیدا نخواهد کرد.

بازتاب: با توجه به این‌که وحدت در هدف و مقصد، خود تعریف و رویکردی کل‌نگر و جامع است، شما با توجه به سمتی که در حوزه دارید و تجربیاتی که به دست آورده‌اید، این نوع وحدت را کمی مصداقی‌تر، حلاجی کرده، شرح دهید.
حسینی بوشهری: واقعیت این است که ما به عنوان یک مبنای اعتقادی و یک جامعه دینی و اسلامی هستیم. این جامعه دینی و اسلامی برای ما پیام روشنی دارد و آن تعهد و مسئولیت در مقابل باورها و ارزش‌هاست؛ یعنی جامعه حوزوی و دانشگاهی ما به باورهای مشترک و ارزش‌های مشترک برسند؛ یعنی آنچه برای حوزویان به عنوان باور اعتقادی تلقی می‌شود، دانشگاه ما هم به همان برسد؛ بنابراین، آنچه به عنوان ارزش تقلی می‌شود، طبیعتا ارزش دینی هم هست؛ هم برای حوزویان ما و هم برای دانشگاهی‌ها. در این صورت، می‌توانیم در برنامه‌ریزی‌ها، در راهبردها و در طرح‌های کلان، به نقطه نظرهای مشترک و واحدی برسیم؛ یعنی این‌گونه نیست که یا سکولار حاکم شود بر طرز تفکر و یک جا هم برنامه دینی.

این نگاه تفاوت بین علم و دین که عده‌ای بیایند و مطرح کنند که حوزویان پایگاه دینند و دانشگاه، پایگاه دانش، این خود، منشأ اختلاف و جدایی است. اگر ما توانستیم بین علم و دین رابطه معقولی تعریف کنیم، دانشگاهی می‌تواند کنار حوزوی و حوزوی کنار دانشگاهی باشد، اما اگر پایگاه حوزه را تنها دین و پایگاه دانشگاه را علم معرفی کردیم، طبیعتا حوزویان و دانشگاهیان نمی‌توانند برای مسئولیتی که نظام بر دوش آنان نهاده، برنامه‌ریزی و ایفای نقش کنند.

بازتاب: باورهای مشترکی که شما به عنوان هدف و آمال حوزه و دانشگاه در زمینه وحدت مطرح کردید، از سوی چه مرجع و نهادی باید مشخص شود؟ آیا از سوی حوزه و حوزویان است یا دانشگاه؟
حسینی بوشهری: بالاخره منابع دینی و اعتقادی ما منابع روشنی است؛ یعنی هم حوزویان و هم دانشگاهیان به عنوان یک مسلمان و با نگاه مسلمانانی که باورهای مشترک دارند، یک‌سری باورهای مشترک اعتقادی مانند باور به خدا، نبوت و اعتقاد به یک سلسله پایه‌های فکری و مذهبی هستند که هر دو گروه برایشان این معیارها به عنوان معیارهای ارزشی و آنهای دیگر معیارهای ضدارزشی تلقی می‌شود، اما اگر ارزش در دانشگاه غیر از ارزشی شد که در حوزه تلقی می‌شود یا بالعکس، آن موقع باز ما در اداره کشور که امام هم بهینه شدن و انسجام آن را از طرح مسئله وحدت در نظر داشت، به مشکل برمی‌خوریم، چراکه نمی‌توان اداره کشور را با دو طرز تفکر مجزا و دارای تفاوت‌های مبنایی انجام داده به پایان رساند، آن هم کشوری را که پایان کار و غایت آمالش، اتصال به ظهور حضرت بقیه‌الله است.

بازتاب: در اوایل انقلاب و به ویژه با پیش آمدن مسئله انقلاب فرهنگی، دیدگاه برخی از روحانیون بر این استوار شده بود که دانشگاه و دانشجو با توجه به جو ناسالم زمان طاغوت، عمدتا به دور از مسائل دینی بوده و باید حوزه در اصلاح آن بکوشد. در حال حاضر، هم یک نوع تفاوت زیربنایی و مبنایی در طرز نگرش این دو نهاد به چشم می‌خورد. حوزه عمدتا با مقولات تعبدی سر و کار دارد و دانشگاه، محور اصلی کارهای خود را بر پایه نسبیت در علوم و تلاش برای بهتر و دقیق‌تر فهمیدن قرار داده است. با توجه به این تفاوت اساسی، شما چگونه می‌خواهید میان این دو مرکز از لحاظ هدف و مقصد، وحدت به وجود آورید؟

حسینی بوشهری: یکی از راه‌های رسیدن به وحدت این است که ما نشست‌های مشترک داشته باشیم. حوزه و دانشگاه با یکدیگر تعامل و گفت‌وگو کنند تا وحدت اولیه و اهداف وحدت حاصل شود؛ یعنی اینها با بحث و گفت‌وگو و مناظرات حل‌شدنی است. باید قدرت تحمل حوزویان و دانشگاهیان، بیشتر شود و هر کدام از اینها بنا بر برهان و منطق با یکدیگر بحث کرده و مسائل را حلاجی کنند.

نسبی یا تعبدی بودن را نمی‌شود همین‌طور رها کرد. کرسی‌های نظریه‌پردازی که مقام رهبری مطرح فرموده‌اند، یکی از جایگاه‌هایی است که می‌شود پیرامون آن بر سر یک میز نشست و با استفاده از برهان و منطق، مباحث عینی و ملموسی برای رسیدن به نتیجه انجام داد؛ یعنی باب مذاکره و همراه بودن باید بیشتر گشوده شود، نه این‌که هر کسی راه خودش را برود. چیزی که ما نیاز داریم برای وحدت، تحمل یکدیگر، مناظره جدی و رسیدن به یک سری اصول مشترک است؛ بنابراین، ارتباطاتی که هم‌اکنون اساتید حوزه و دانشگاه با هم و در کنار هم دارند، راهکارهایی است برای رسیدن به آن هدف. این راهکارها را نمی‌توان نادیده گرفت، چراکه با استفاده از همین ابزارهاست که می‌توانیم به آن هدف نهایی برسیم.

هنگامی که استاد حوزه و دانشگاه بر سر یک میز نشسته و دیدگاه‌های خود را مطرح و موارد اختلاف را هم با برهان و استدلال بیان کردند، چه اشکالی دارد بحث راجع به این مباحث که در آخر هم یقینا به نوعی نتیجه منطقی و مشترک خواهند رسید.

بازتاب: با توجه به اقداماتی که در این سال‌ها در دانشگاه‌ها انجام شده مانند تأسیس نهاد رهبری در دانشگاه‌ها، توسعه رشته‌‌های انسانی و ترویج تفکرات اسلامی، می‌توان گفت، دانشگاه گام‌های اول را برای نزدیکی بیشتر با حوزه برداشته است، اما با توجه به این‌که حوزه در زمینه مخالفت با برخی علوم و رشته‌های روز تا حدودی مسبوق به سابقه است، آیا اقدام عملی و موردی خاص انجام نداده‌اید؟ برای مثال؛ از اساتید و اندیشمندانی که ضد حوزه بوده و حتی مخالف تفکرات شما هستند، دعوت می‌کنید که به حوزه بیایند و در آنجا شبهه طرح کرده و پاسخ بگیرند، یا راه را برای راهیابی طلاب به علوم و مسائل غیرحوزوی باز گذاشته‌اید؟ چراکه در مواردی شنیده می‌شود که برخی مقامات حوزه، تعدادی از طلاب را از خواندن فلسفه غرب منع کرده و محروم کرده‌اند.

حسینی بوشهری: من به شما عرض کنم که قم، امروزه علاوه بر یک محیط داخلی و کشوری، به یک محیط بین‌المللی تبدیل شده است. یعنی ما هم‌اکنون از سراسر دنیا در حال پذیرش طلبه هستیم. درس‌هایی که الان در حوزه‌های ما تدریس می‌شود، بسیار به روز و منطبق با نیازهاست. شما می‌بینید که دانشگاه‌هایی که در قم وجود دارند که گردانندگان اصلی و دانشجویان فعال آنها، طلبه هستند، حال آن‌که این وضع در هیچ جای کشور نیست.

طلبه‌های ما درس‌های دانشگاهی اعم از روانشناسی، جامعه‌شناسی و دیگر رشته‌ها را به وفور می‌خوانند و در حال تحصیلند. اکنون طلبه‌های ما با امکاناتی ایجاد شده، مانند رایانه، اینترنت و دیگر مسائل، بیشترین استفاده‌ها را می‌برند.
در مسائل اقتصادی الان برخی طلبه‌های ما صاحب‌نظر هستند و حتی برخی از آنها کارشناسی ارشد و دکترای خود را هم گرفته‌اند.

بازتاب: اینها طلبه‌هایی هستند که در خارج از حوزه مشغول به این فعالیت‌ها هستند. آیا این آموخته‌ها در حوزه نیز مورد استفاده واقع می‌شود و نیز این‌که شما تا چه اندازه، جو حوزه را مساعد کرده‌اید تا چنین علوم و فنونی آموخته شود؟ آیا شما طلبه‌ای را که کارگردانی خوانده یا در رشته‌های هنری مانند موسیقی سررشته دارد، از لحاظ برنامه‌های رسمی آموزشی، با محدودیت روبه‌رو نمی‌کنید؟ برای او اشکال‌تراشی نمی‌کنید؟

حسینی بوشهری: در حال حاضر ما درهای ارتباط بین حوزه و دانشگاه و علومی را که مورد نیاز است، به شدت گشوده‌ایم و حتی در جاهایی مانند دانشکده صداوسیما، طلبه‌ها در رشته‌های مرتبط با سینما و تلویزیون تحصیل می‌کنند و از آنها در مسیر اهداف خود استفاده می‌کنند. حتی طلبه‌های ما در این رشته‌ها در حال صاحب نظر شدن هستند؛ چرا باید مخالف آموختن این‌گونه علوم و فنون باشیم؟ ما واقعا ایده‌مان این است که طلبه امروز، غیر از طلبه دیروز است و باید با جوامع و افکار آنها آشنا باشد و نیازهای آنان را بشناسد.
امروز قدرت تحمل حوزه‌های ما قابل قیاس با گذشته نیست.

بازتاب: در حال حاضر، یکی از دغدغه‌های اندیشمندان دانشگاهی، این است که حوزه، مدل مشخص و امروزی برای استفاده در موضوع وحدت حوزه و دانشگاه ندارد و اگر دارد، مباحثی است که مطابقتی با فضای علمی و امروزی دانشجو و دانشگاه ندارد.

حسینی بوشهری: من همین را می‌گویم. حرف و هدف ما گفت‌وگوست. در مرحله نخست این‌که ما کنار هم بنشینیم و تعامل کنیم. درک کنیم که آنها دارای فکر و ایده هستند و متقابلا آنها هم بپذیرند که حوزویان هم دارای فکر و ایده هستند؛ یعنی به حوزوی به عنوان کسی که کارهای معمولی، عادی و سنتی را بر عهده دارد، نگاه نکنند.
امروز بسیاری از حوزویان ما مراتب عالی تحصیلات دانشگاهی دارند و آمده‌اند دانشجو شده‌اند و یا بسیاری دیگر نیز پس از طلبگی و در کنار حوزه، این مراتب عالی را تحصیل کرده و به دست آورده‌اند؛ یعنی حوزه الان تفاوت و تمایزهای علوم قدیم و جدید را در خودش هضم کرده و تحول بسیار شگرفی در حوزه رخ داده است. اگر کسی یک کار کارشناسی و دقیق انجام دهد، متوجه می‌شود که این فرمایش امام، برکات بسیاری داشته است.

مقصود ما از وحدتی که می‌خواهیم این است که الان دانشمندان جوان ما، تحقیقات هسته‌ای را به آن شکل پیش می‌برند و روحانیت با تمام وجود، مدافع دانشمندان و متفکران هسته‌ای است. این همان وحدت هدف و مقصدی است که امام مد نظر داشتند؛ یعنی روحانی به همان چیزی می‌اندیشد که دانشگاه و دانشجو در مسیر آن گام برمی‌دارد و آن تعالی کشور و نظام است. حوزویان در بعد قانونگذاری و مبانی دینی، در حال فعالیت هستند و دانشمندان جوان ما هم در عرصه دانشگاه درباره اختراعات و فناوری در تلاشند و هر دو هدف واحدی دارند که دوش به دوش هم برای آن فعالیت و کار می‌کنند.
بیگانگان خوب متوجه این قضیه بوده و همیشه مترصد فرصتی هستند که تخم نفاق را بیشتر پاشیده و موجب دوگانگی شوند، ولی الحمدالله در حد توان این شیرینی وحدت مانع اقدامات آنها شده است.

بازتاب: در حال حاضر با توجه به ربع قرنی که از فرمان امام می‌گذرد، آثار بیرونی و ثمرات خارجی چندانی که حکایت از وحدت حوزه و دانشگاه باشد، دیده نمی‌شود؛ یعنی جز در روز وحدت حوزه و دانشگاه و برگزاری چند سمینار، فایده چندانی حاصل نشده. به نظر شما موانع به انجام نرسیدن اقدامات و نیات هر دو طرف برای وحدت و همیاری در جهت اهداف و مقاصد مشترک، چه بوده است؟

حسینی بوشهری: من معتقدم که نباید همچنان به روز وحدت حوزه و دانشگاه بسنده کنیم، هم ما حوزویان و هم دانشگاهیان باید بیشتر به فکر و اندیشه این امر باشیم و تلاش جدی و چشمگیری را در بقیه روزهای سال آغاز کنیم.
ما مدتی است که با وزیر محترم علوم به این جمع‌بندی رسیده‌ایم که اگر بخواهیم به یک وحدت واقعی و حقیقی برسیم، این است که بالاترین نهاد حوزوی و بالاترین مرجع دانشگاهی، موافقتنامه‌هایی را امضا کنند و در صحنه عمل و فراتر از شعار و حرف، وارد عرصه‌هایی شوند که ملموس باشد، نه کارهایی در حد برگزاری یک نشست. این ایده من، واقعا آثار مهمی بر جای گذاشته ‌است. من معتقدم هم مدیریت حوزه و هم در دانشگاه، وزارت علوم باید چنین کاری را انجام دهند. باید جلسات نقد و کرسی‌های نظریه‌پردازی‌مان فعال شود و در سال به یک جلسه یا ده جلسه بسنده نکنیم. همچنین بحث تولید علم را واقعا جدی بگیریم؛ هم در عرصه حوزه و هم دانشگاه؛ من واقعا کار را شدنی می‌بینم. اساتید دانشگاه که سال گذشته آمده بودند به قم، انسان احساس می‌کند که اینها با چهره و آغوش باز در برخورد با مسائل و پیگیری آنها بودند و اصلا صحبت‌های آنها بسیار قوی‌تر در پیگیری و کنکاش مسائل نیست به ما در زمینه‌های وحدت حوزه و دانشگاه بود.
من کار را شدنی می‌بینم، ولی نباید انتظار داشت کارهای بزرگتر زود نتیجه بدهد.

بازتاب: الان مدت زمان کمی سپری نشده است. ربع قرن به نظر می‌شد با برنامه‌ریزی، کارهای بسیاری درون خود سامان داد؟
حسینی بوشهری: منظورم هدف‌های کلی است. آیا ما در همین زمینه انقلاب به هدف‌های مورد نظرمان تمام و کمال رسیده‌ایم؟

بازتاب: از جمله اهدافی که به نظر شما به آنها نرسیده‌ایم، یکی دو مورد آن را نام ببرید. چون به نظر می‌رسد که فعالیت‌های انجام شده، نتیجه‌اش در حد هیچ بوده است!
حسینی بوشهری: اصل این تفاهمی که ایجاد شده عرض کردم؛ یعنی حوزوی ما دانشگاهی را بیگانه نمی‌داند. برخلاف خواسته‌های دشمنان که دانشگاه را متکفل علم و حوزه را پایگاه دینی اعلام کرده بودند و دانشگاه هم حوزه را بیگانه نمی‌داند؛ یعنی امروز استاد حوزوی در عرصه دانشگاه حرف برای گفتن دارد و چه بسیار استادان دانشگاه که در حوزه حرف قابل دفاعی برای بیان و اظهار دارند.

شما اگر به تاریخ گذشته و جدایی بین حوزه و دانشگاه مراجعه کنید که در چه سطحی بوده و بعد به امروز نظری بیندازید، متوجه می‌شوید که تفاوت در چه سطحی واقع شده است. هم‌اکنون در مجلس، کابینه، دانشگاه و دیگر مراکز، حوزویان و دانشگاهیان دوش به دوش هم در حال خدمتگزاری و تلاش برای اعتلای جامعه هستند.
یعنی به نظر من بعضی مسائل به خاطر شدت وضوح و آشکار بودنشان متوجه نمی‌شویم که هست یا نه؟ و این مسئله وحدت بین حوزه و دانشگاه از همین نوع است که چندین سال است وجود دارد و البته ضعف‌هایی هم هست که باید اصلاح شود. یعنی چیزی غیر از این نیست. کی دانشگاهی در کنار حوزوی و متقابلا با هم فکر می‌کردند و برای کشور برنامه‌ریزی می‌کردند؟!

بازتاب: شما چند سال است مدیر حوزه هستید؟
حسینی بوشهری: نزدیک به ده سال و پیشتر هم قائم‌مقام مدیر حوزه بودم.

بازتاب: برنامه‌های عملی که در گذشته و حال انجام داده‌اید، چه بوده است؟ مثلا برنامه‌های جاری و آموزشی که در حوزه برای ایجاد تلقی تازه در زمینه وحدت حوزه و دانشگاه است، چیست؟ و یا این‌که در آینده چه برنامه‌هایی در دست اقدام و تدارک دارید؟

حسینی بوشهری: همین مؤسسات مثلا مؤسسه امام خمینی که طلبه‌ها در آن مشغول به تحصیلند و دروس دانشگاهی می‌خوانند؛ یعنی ما همان وحدتی که در گذشته بوده و حوزه‌های ما در کنار فقه، جبر، مثلثات و ریاضیات و طب داشته، الان هم داریم به همان سمت و سو می‌رویم. طلبه‌ای که می‌خواهد در آینده وارد اجتماع شود، باید مسائل مخاطبان و نیازهای جامعه و محیط خود را بشناسند. الان بحث‌هایی که در حوزه‌های ما در حال تدریس است، دست‌کم در بخش‌های علوم انسانی همان مسائلی است که در دانشگاه در حال فراگیری و آموزش هستند.

در غیر بخش‌های علوم انسانی هم، واقع مطلب این‌که ما نیاز ندیده‌ایم و اگر نیاز نبینیم، درس‌های آنها را هم عمومی می‌کنیم. و همین الان درس‌های متفرقه طب، نجوم، ریاضیات و ... در حال آموزش و تدریس هستند.
یعنی ما واقعا حوزه و دانشگاه را جدا نمی‌بینیم بلکه به خاطر گستردگی دایره علوم، معتقدیم که نوعی تقسیم کار بین این دو صورت گرفته، نه جدایی. دانشگاهی می‌تواند درس‌های خود را بخواند و حوزوی هم درس‌های خود را ولی یک هدف را دنبال کنند؛ هر دو عرصه اقتصاد و فناوری کار کند و در نهایت رویکرد، رویکردی در جهت اعتلای دین خدا و فراهم کردن محیط اسلامی باشد.

من گمان می‌کنم اگر ما رویکرد و جهت را درست کنیم، حتی اگر جامعه‌شناسی و روانشناسی را هم در حوزه نیاوریم مشکلی ایجاد نمی‌کند، منتها الان که اینها را در حوزه آورده‌ایم احساس می‌کنیم لازمه کارمان این است. یعنی طلبه‌ای که می‌خواهد در اجتماع فعالیت کند، باید آگاهی و سطح معلومات خوبی از جامعه داشته باشد و از طرفی با توجه به این‌که با جامعه‌شناسی، تأثیرگذاری‌اش بیشتر می‌شود، اگر جهت‌گیری درست شود هیچ مشکلی بین حوزه و دانشگاه نیست و خوشبختانه عمده مسائل این جهت‌گیری در بدنه نظام و نهادهای تصمیم‌گیری حل شده و می‌ماند حوزه و دانشگاه که باید کار خود را بهتر و دقیق‌تر انجام دهند.

در جامعه امروز، آنچه مورد نظر امام بود، هرچند که نمی‌توان گفت به صورت کامل، ولی عملا انجام شده و حوزویان و دانشگاهیان، در جهت‌گیری‌های خود به مشترکات زیادی رسیده‌اند و به نظر من باید برای بیشتر کردن این وحدت، نشست‌ها و به ویژه اردوهای مشترک را ایجاد و ساماندهی کنیم؛ به عنوان راهکارهایی که نقش بسیار مهمی در رسیدن به هدف دارند.
تجربه نشان داد که هر زمان رابطه حوزویان و دانشگاهیان بیشتر بوده، تعامل و تفاهم بیشتری و پدید آمده است.

ما معتقدیم دانشگاه و حوزه باید مکمل هم باشند؛ یعنی ببینند خلأ کجاست؟ اگر دانشگاهی می‌تواند اقدام کند، آن خلأ را از بین ببرد و اگر حوزوی می‌تواند، همو آن را از بین برده، جبران کند.
خلاصه آن‌که این حجاب و این مانع را که دشمن سالیان متمادی روی آن سرمایه‌گذاری و حساب کرده، باید از بین ببریم. ما دو مجموعه‌ای هستیم که هر دو مشغول تحصیل و اندوختن علمیم، منتها دایره علوم گسترده است. مانند دانشکده‌های مختلف علمی که در یک دانشگاه هستند. ما همه در این نظام و با یک دین هستیم و باید برای اعتلا و سربلندی آن با هم و در کنار هم کار و فعالیت کنیم.



 
لیست کل یادداشت های وبلاگ?
 




بازدیدهای امروز: 36  بازدید

بازدیدهای دیروز:86  بازدید

مجموع بازدیدها: 98244  بازدید


» لینک دوستان من «
دکتر علی حاجی ستوده
یادداشتهای روزانه رضا سروری
خاطرات دکتر بالتازار
رازهای موفقیت زندگی
قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی
*غدیر چشمه هیشه جاری*
دهاتی
گروه اینترنتی جرقه داتکو
سکوت پرسروصدا
هر چی بخوای
منتظران شهادت
صل الله علی الباکین علی الحسین
شهید شلمچه
سیب سرخ
**قافله نت**
.: شهر عشق :.
صراط مبین
رویای زیبا ...
نبض شاه تور
لحظه های آبی
آرش...پسر ایده آل من
نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا )
منطقه آزاد
دوباره هوای عشق تو زد به سرم
حسین طرفه
آستان حضرت عبدالعظیم علیه السلام
آیت الله میرزا جواد تبریزی
آیت الله صافی گلپایگانی
آیت الله سید محمد شاهرودی
آیت الله موسوی اردبیلی
آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله فاضل لنکرانی
آیت الله نوری همدانی
آیت الله جوادی آملی
آیت الله سیستانی
دفترآ یت الله خامنه ای
متقین
شیخ محسن قرائتی
دریافت کتب رایگان
آیت الله جناتی
علوم قرآنی
بانو مجتهده صفاتی
آیت‌الله حاج سید محمدحسین حسینی‌طه
آثار استاد شهید مرتضی مطهری
دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
آیت الله شیرازی
تبیان
آیت الله مبشر کاشانی
آیت الله هادوی
آیت‌الله صانعی
آیة الله میرزا محمد حسن احمدى فقیه
آیت الله سیدمحمد صادق روحانى
آیت الله ا سید محمد تقى مدرسى
آیت الله میرزا جواد غروی علیاری
نسیم مطهر
حوزه علمیه قم
پایگاه اطلاع رسانی رسا
بزرگان شیعه
استاد حسین انصاریان
علامه حسن زاده آملی
آیت الله امینی
آیت الله مظاهری اصفهانی
آیت الله گرامی قمی
آیت الله صادقی تهرانی
استاد مصباح یزدی
رساله توضیح المسایل جامع
ترجمه تحریرالوسیله
تاریخ فقه شیعه
خودم درجایی دیگر
آیت الله وحیدخراسانی
آیت الله بهجت
آیت الله بهجت
خبرگذاری اهل بیت
خبرگذاری قرآنی
قایم مقامی
کتاب نیوز
دفاع مقدس
شبکه امام رضا(علیه السلام)
آستان قدس رضوی
پایگاه اطلاع رسانی آستانه مقدسه حضرت معصومه (س)
دفترچه یادداشت
زندگی
ایرانی یعنی عشق
تقویت حافظه و تمرکز حواس
» لوگوی دوستان من «
» آرشیو یادداشت ها «
» اشتراک در خبرنامه «