گروه اندیشه: بسط و ترویج نهجالبلاغه به عنوان یک رشته آموزشی در دانشگاهها زمان وسیعی میطلبد و بعد از انقلاب اسلامی کارهای مناسب و مطلوبی صورت پذیرفته که البته کافی نبوده و حق این کتاب شریف ادا نشده است.
سید داوود افضلی، مدرس حوزه و دانشگاه، در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا) در پاسخ به این سؤال که با توجه به اینکه نهجالبلاغه سخن امیر مؤمنان(ع) است و حضرت علی(ع) از جایگاه ویژهای بین شیعیان برخوردار است، پس چرا هنوز جایگاه رفیع خود را در بین محبان آن حضرت پیدا نکرده است، گفت: این مسئله چند علت اساسی دارد که برخی از آنها را متذکر میشوم.
وی ادامه داد: مطلب اول اینکه در زمینه ترویج فرمایشهای امیر مؤمنان(ع) در کتاب شریف نهجالبلاغه استاد و مربی نداریم؛ یعنی کسی که وقت خود را صرف مطالعه نهجالبلاغه کرده باشد و در این راستا متد و روشی را استخراج کرده باشد که هم بتواند خود به تدریس و ترویج مطالب آن بپردازد و هم در این بین دورههای تربیت مربی بگذارد و به آموزش عدهای در این راستا بپردازد، نداریم.
این محقق و پژوهشگر تأکید کرد: تنها انگیزهای که شخصی را میتواند به سوی این کلاسها سوق دهد، هدفهای شخصی است؛ مثل اینکه فردی دانشجوی رشته علوم قرآنی و نهجالبلاغه باشد و برای کسب اطلاعات بیشتر خارج از کتاب و مواد درسی دانشگاهیاش در رابطه با این کتاب شریف نیاز خود را مرتفع سازد.
این مدرس حوزه و دانشگاه عنوان کرد: امسال به عنوان اولین بار در دانشکده علوم حدیث شهرری دوره آشنایی با معارف نهجالبلاغه برگزار شد که البته این دوره میتوانست در سطح مطلوبتری برگزار شود.
افضلی در توضیح این مطلب اضافه کرد: بسط و ترویج نهجالبلاغه به عنوان یک رشته آموزشی در دانشگاهها زمان وسیعی میطلبد و بعد از انقلاب اسلامی کارهای مناسب و مطلوبی صورت پذیرفته که البته کافی نبوده و حق این کتاب شریف ادا نشده است.
وی عنوان کرد: کتاب و ماده درسی قرآن از سال 1368 وارد مدارس شد که به هیچ عنوان قابلیت ارائه آموزشی نداشت. بعدها کم کم تغییراتی در این کتاب صورت گرفت و تا الان به این شکل در آمده است. حال نهجالبلاغه جای خود را دارد.
این مدرس حوزه و دانشگاه گفت: نهجالبلاغه از سالهای پیش مورد توجه اهل فن به عنوان ماده درسیی که قابل ارائه در مراکز آموزشی باشد، بوده است، اما این رشته تازه از سال 1380 در دانشکده علوم حدیث شهرری راه اندازی شده است، لذا طبیعی است که تاکنون استادانی که به طور خاص در زمینه نهج البلاغه تربیت شده باشند وجود نداشته باشد، هر چند که کم کاریهای صورت گرفته به هیچ عنوان قابل اغماض نیست.
وی در رابطه با علت اینکه چرا اساتید دانشگاهی در رابطه با نهج البلاغه کوتاهی میکنند عنوان کرد: وقتی متأسفانه دانشگاهیان و خاصه حوزویان در رابطه با این کتاب شریف احساس دغدغه ندارند و با دنیای نهج البلاغه بیگانه هستند، کاملاً طبیعی خواهد بود اگر مطالبی هم که در کلاسها عنوان کنند، دانشجویان را اغنای روحی و علمی نکند.
افضلی افزود: شهید مطهری که خود مجتهد و فیلسوف بوده، هنگامی که درسال 1320 در اصفهان با مرحوم میرزا علی آقای شیرازی ملاقات میکند، قسم یاد میکند که من تا این زمان همچون دیگر همقطارانم با دنیای نهج البلاغه بیگانه بودهام، حال از دیگران چه جای تعجب است.
وی ادامه داد: این مطلب بیانگر این است که در آن زمان درسی به عنوان نهج البلاغه در حوزهها وجود نداشته، صد تأسف که الآن نیز این درس در دانشگاهها به عنوان درس اختیاری و در حوزههای علمیه به عنوان درس جنبی مطرح میشود.
این محقق و پژوهشگر بیان کرد: یک متخصص علوم دینی و یا کسی که به درجه دکتری در رشته علوم قرآنی و حدیث رسیده است اما با متن نهج البلاغه ارتباط زیادی نداشته، وقتی وارد جامعه میشود چگونه میتواند به مردم اصطلاحات و مفاهیم و قواعد نهج البلاغه را توضیح دهد و شیرینی و جذابیت سخنان امیر مومنان(ع) را به ذائقه مخاطبان بچشاند.
وی در رابطه با ارتباط کلامی با نهج البلاغه توضیح داد: طبق اعتقاد شیعه، حضرت علی(ع) حی است و هنگامی که سخنان آن حضرت را میخوانیم گویی در برابر ما حاضر است و خود با ما سخن میگوید، اما متأسفانه امام علی(ع) حیِّ موجود محبوب ما نیست.
افضلی در این رابطه که نهج البلاغه بخش مختصری از کلمات و جملات آن حضرت(ع) است بیان کرد: باید توجه داشت که جملات حضرت علی(ع) در نهج البلاغه تقطیع شده است و در اصل نظر شریف رضی جمع آوری دُرَر کلام امیر مؤمنان(ع) بوده است نه اینکه مجموع سخنان آن جناب را جمع کرده باشد. به همین خاطر سید رضی این کتاب را نهج البلاغه یعنی روش بلاغت و شیوایی سخن نامیده است و هدفش تنها جمع آوری سخنان شیوا و بلیغ حضرت علی(ع) بوده است.
وی در رابطه با اینکه چرا نهج البلاغه و سخنان معصومان(ع) در بطن جامعه حاکم نیست و در این رابطه چه باید کرد افزود: علت این است که شیوه آموزش و مطالعه صحیح نهج البلاغه نداریم با وجود اینکه نهج البلاغه در تمام کتابخانههای ما موجود است ولی دانشجو و طلبه نمیداند با این کتاب چگونه برخورد کند. یعنی همانطور که علم تفسیر در جهت فهم قرآن کریم هدایتگر ماست، در زمینه فهم حدیث نیز علم درایةالحدیث داریم که ما را در فهم منظور حدیث یاری میدهد اما مشکل این است که روش فهم حدیث در جامعه عمومیت ندارد.