سفارش تبلیغ
دستبند بلوتوث ویبره
تیر 90 - فرهنگی - مذهبی
دانش و دارایی، هر عیبی را می پوشانند و تنگدستی و نادانی، هرگونه عیبی را آشکار می سازند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
فرهنگی - مذهبی
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ

»» فراخوان آیت الله وحید خراسانی

آیت‌الله‌العظمی وحید خراسانی از مراجع عظام تقلید در آستانه فرارسیدن نیمه شعبان عظمت ماه شعبان و مولود موعود آن را بیان کرده و عموم دلباختگان به حضرت حجت(عج) را به قرائت دسته‌جمعی دعای فرج در شب نیمه شعبان دعوت نمودند.

به گزارش مرکز خبر حوزه، متن کامل سخنان ایشان که در جمع تعدادی از جوانان و دانشجویان در مشهد مقدس ایراد شده به شرح ذیل است:

در آستانه حلول ماه شعبان المعظم هستیم، در این ماه شبی هست و در آن شب مولودی هست. عظمت آن شب و عظمت مولود آن شب فوق بیان و ادراک ماست. شیخ الطائفه در هزار سال قبل تقریبا، در کتاب مصباح المتهجد این دعا را ذکر می کند: مطلع دعا این است: اللهم بحق لیلتنا هذه ومولودها. چه شبی است که در این دعا خدا را به آن شب قسم باید داد و عظمت آن شب در چه حد است که امام دستور داده بگوئیم: بحق لیلتنا هذه ؟

خورشید منظومه ملکوت

اما آن کس که آن شب متولد شده ، آنجا دیگر کمیت عقل لنگ است. در مُلک منظومه ای است، خدا در منظومه مُلک، خورشید را آفریده، در ملکوت هم منظومه ای است و خورشیدِ منظومه ملکوت، ولی عصر است ، صاحب الزمان است. اگر چشمی قدرت دارد جرم خورشید را ببیند عقلی هم در عالم قدرت دارد مقام آن خورشید را که اسمش صاحب الزمان است و مهدی موعود است، درک کند.

پیامبر را نشناخته‌ایم

ما عمری گذشت، هنوز نفهمیدیم رعیت چه امامی هستیم؟! وقتی امام زمان شناخته می شود که خاتم انبیاء، شخص اول عالم شناخته بشود. چرا؟ حدیث، صحیح است ، معنای حدیث صحیح این است که تمام فقهاء عظام مذهب- بلا استثناء- بر طبق سند این حدیث در اعظم و ادق مسائل احکام خدا فتوا می دهند. فقهاء مذهب، مبانی شان در حجیت خبر مختلف است. عده ای کثیر خبر ثقه را حجت می دانند، عده ای مثل فقیه نحریر، صاحب مدارک، به خبر ثقه هم فتوا نمی دهد، به خبر صحیح فتوا می دهد.

این مطلب در خبر صحیح است وآن خبر این است : رسول خدا فرمود: «المهدی من وُلدی اسمه اسمی وکنیته کنیتی أشبه الناس بی خَلقا وخُلقا ». عقل این جا دیگر کمیتش لنگ است؛ اولا پیغمبر خاتم کیست؟ او کسی است که در قرآن یک سوره هست ، اسم آن سوره، «سوره بلد» است. بعد به قرآن رجوع کنید، اسم سوره ها مختلف است : سوره یس، سوره صافات ، سوره مُلک؛ آن عمود سوره نقطه اسم سوره می شود. این سوره اسمش «سوره بلد» است . بلد یعنی چه؟ شهر. مشهد شهر است. تهران شهر است. مدینه شهر است. مکه شهر است. خدا، ذات قدوسی که میلیاردها کهکشان به اراده او می گردد و می چرخد و تمام عالم امکان به امر «کُن» از او «فیکون» است، همچو خدایی به آن شهری که پیغمبر خاتم در آن شهر است، قسم یاد می کند: « لَا أُقْسِمُ بِهَذَا الْبَلَدِ ، وَأَنْتَ حِلٌّ بِهَذَا الْبَلَدِ »، چون تو دراین شهری من به این شهر قسم یاد می کنم .عظمت خاتم این است، کیست او؟ آن کسی است که یک سوره در قرآن است به اسم « سوره اسراء» مبدأ سوره این است: «سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آَیَاتِنَا». مثل شیخ انصاری دیگر اینجا مبهوت می شود. خدا خودش را تسبیح می کند : سبحان الذی که او را آن شب به معراج برده. عظمت پیغمبر خاتم این است. « سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَیْلًا مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى الَّذِی بَارَکْنَا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آَیَاتِنَا ». آن شب او را بردیم که آیات مان را به او نشان بدهیم. حالا آن آیات چیست؟!

ستاره‌های شب معراج

باز یک سوره در قرآن است به اسم سوره نجم: « وَالنَّجْمِ إِذَا هَوَى ، مَا ضَلَّ صَاحِبُکُمْ وَمَا غَوَى ، وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى». قسم به نجم و ستاره یاد می کند بر شرح حال این پیغمبر. آن وقت مدح این است، مداح کیست ؟ مداح خدا ، مدح «سوره والنجم»، مدح هم این است : « وَمَا یَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى ، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى ، عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى ، ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى ، وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَى ، ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى ، فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَى... تا می رسد به آنجا: « لَقَدْ رَأَى مِنْ آیَاتِ رَبِّهِ الْکُبْرَى» . این آیات چیست؟ آن وقت آن شب چه دید؟ شبی که به معراج رفت آن معراجی که خدا خودش را به آن معراج تسبیح می کند، پرده از مقابل چشمش برداشته شد، نگاه کرد دوازده ستاره دید. ستاره اول امیرالمومنین، بعد دید یک ستاره باز بین این ستاره ها مثل ستاره صبح می درخشد، پرسید پروردگارا! این کیست؟ خدا معرفی کرد: این مهدی آل محمد است. امام زمان این است. بعد حدیث صحیح این است: « المهدی من ولدی ...». آن خاتم که مداحش خداست باز شده مداح امام زمان ، مقام ولی عصر این است . «المهدی من ولدی إسمه إسمی کنیته کنیتی ...». در عالم اسم پیغمبر خاتم و کنیه او برای احدی جائز نیست، فقط یک نفر است که هم اسم خاتم اسم اوست و هم کنیه خاتم کنیه اوست.

*اسامی پیامبر (ص)مختص مهدی(عج) است

دو اسم پیغمبر دارد: اسم آسمانی احمد است؛ اسم زمینی محمد است .هر دو اسم را خود پیغمبر خاتم به امام زمان هدیه کرد: هم اسمش را ، هم کنیه اش را. اسم، اسم خاتم؛ کنیه هم ابوالقاسم . این اسم و این کنیه برای هیچ امامی نیست الا ولی عصر.

این است که امام زمان را بشناسید. آنجایی که عقل مبهوت است این است : اشبه الناس ، شبیه ترین تمام مردم عالم هم در خَلق، هم درخُلق به من، آنچه پیغمبر دارد همه در وجود او منعکس است.

آنچه پیغمبر خاتم دارد چیست؟ علمی است که خدا در قرآن می فرماید: « وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَکَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیمًا». علم او به حدی است که آیة الکرسی را بخوان : «العلی العظیم»، آن وقت آن «علی عظیم» به علم پیغمبر خاتم که می رسد تعبیرش این است :« وَکَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیمًا»، علمش به عظمتی است که خدای علی عظیم آن علم را عظیم شمرده است . می رسد به خُلقش، می فرماید :« إِنَّکَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِیمٍ» هم آن علم، هم آن خُلق، هر دو به مهدی آل محمد داده شده. امام زمان این است .

*درخواست موسی از خدا که اجابت نشد!

بعد از این همیشه نگران باشید این کلمات را به او با این نظر گفتگو کنید. هر چه معرفت بالاتر ارزش بیشتر. چه مقامی است؟! چه منصبی است ؟! قرآن بخوان . موسی بن عمران کیست؟ موسی بن عمران کسی است که خدا در قرآن می فرماید: « وَکَلَّمَ اللَّهُ مُوسَى تَکْلِیمًا»، «وَنَادَیْنَاهُ مِنْ جَانِبِ الطُّورِ الْأَیْمَنِ وَقَرَّبْنَاهُ نَجِیًّا »

موسی بن عمران کسی بود که خدا نُه آیه به او داد، یک آیه اش عصایی بود که انداخت ، سحر تمام سحره را بلعید. یک آیه اش این بود : دستش را از آستین در می آورد دنیا را به آن دست منور می کرد، آن وقت همچو موسی بن عمرانی در سِفر اول تمکین و فضلی که خدا به امام زمان داده مطالعه کرد. وقتی به مقام او پی برد، گفت: بارالها!... ـ این دعای موسی بن عمران است ـ ، گفت: بارالها! مرا به آن مقام برسان . مقام همچو مقامی است . چنین موسایی آرزو می کند. بعد جواب می آید: ای موسی! این مقام برای احدی میسر نیست. باز دوباره نظر کرد، آن مناقب و آن فضائل و آن مکارم و آن کمالات را نسبت به آن حضرت دید، دوبار، باز دعا کرد: خدایا! مرا او قرار بده ! جواب آمد: این میسر نیست. مرتبه سوم...، اینجا است که عقل همه علما، حکما، فقها مبهوت است. مرتبه سوم باز دعا کرد: خدایا مرا آن آخرین جانشین خاتم قرار بده. جواب آمد: میسر نیست. این است مقام امام زمان.

رابطه با او چیست؟ راه ارتباط این است . این شیشه را می بینید؟ تاریخ این شیشه را ببین. هرچه هست اینجاست. این لامپ شیشه بود، آن شیشه در دل سنگ بود، آمیخته به سنگ. آن سنگ رفت در کوره ، ذوب شد، شیشه جدا شد، آن شیشه ها، ذرات، جمع شد. بعد شیشه گر آن ذرات را خمیر کرد، آخر در آن دمید، شد لامپ ، بعد به این دستگاه متصل شد رابطه با برق پیدا کرد الان دیگر شیشه نیست، سرتا پا نور است. دل من وتو این است؛ روح ما هم این است. این روح آلوده به سنگِ هوی وهوس است، باید به مجاهده جدا بشود از آن هوی وهوس ، آن روح می شود شیشه صاف ؛ بعد در کوره تقوا آن شیشه می شود لامپ ، وقتی شد لامپ ، مرکز برق امام زمان است ، متصل می شود همان دل از این جوان به آن مرکز، یکسره می شود نور. راه این است .

*مجسمه پیامبر می‌آید

امام زمان وقتی می آید مجسمه پیغمبر خاتم است. پیغمبر خاتم که بود؟ «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ». وجود امام زمان ، رحمة للعالمین است؛ بعضی از نادانها تصور می کنند می آید قلع و قمع می کند، بعد فکر می کنند وقتی ما را می کشد پس چرا در انتظارش باشیم؟! اینقدر شعور نیست که درک کنند...؛ باغ را دیده ای؟ باغبان می آید در باغ خارها را از زمین می کِشد. باید بکشد یا نه؟! باغ برای پرورش گُل است، نه برای خار. همانطوری که باغبان از باغ خارها را درو می کند، امام زمان هم خارهای باغ انسانیت را درو می کند. اگر گُل بشوی پرورش ات می دهد.

جراح چه می کند؟ وقتی غده پیدا شود، اول آن غده را معالجه می کند تا جایی که میسر است مرهم می گذارد، دوا می دهد، اگر دوا اثر نکرد، مرهم نتیجه نداد، آن وقت چه باید بکند؟ یا باید این آدم بمیرد یا باید این غده درآید، آنجاست که جراحی می کند غده را در می آورد. به آن جراح می شود گفت: چرا غده را در آوردی؟! چرا تیغ کشیدی بر سر این بیچاره؟! امام زمان غده های انسانیت را در می آورد. این است که شمشیرش رحمت است، بخشش اش هم رحمت است؛ تمام وجود رحمت است.

خدایا! به خون سیدالشهداء، به آن لب زهر خورده علی بن موسی، همه ما را مورد نظر خاص او قرار بده! اگر یک نگاه کند با آن نگاه چه می کند؟! یک نظر او اثرش این است:

*کرامتی شگفت‌انگیز

شیخ صدوق -اعلی الله مقامه- رأس المحدثین ، او در کمال الدین نقل می کند از محمد بن حسن صیرفی، این مرد ساکن سرزمین بلخ بوده، مردم بلخ وجوهات مالشان را به این مرد می دهند که بیاورد در بغداد به نائب امام زمان ، ابوالقاسم حسین بن روح، تحویل بدهد. خوب اینها را فکر کنید. بلخ کجا، بغداد کجا! آن هم آن زمان که از تهران تا مشهد دو ماه باید با مرکب راه بروند تا به اینجا برسند. از بلخ تا بغداد!

آن اموال را شمش طلا ونقره کرد. آماده سفر شد. مدتها راه را طی کرد ، رسید به سرخس، وقتی به سرخس رسید خیمه اش را در یک زمین ریگزاری نصب کرد، شمش ها را شمرد. یکی از این شمشس ها در میان آن ریگ ها گم شد. این مرد امین از مال خودش رفت نقره خرید. رسید به همدان. باز از سرخس آن روز تا همدان، آنجا نقره ها را شمش کرد، این شمش را درمیان آن شمش های نقره ضمیمه کرد، بعد از همدان بار سفر بست، رسید به بغداد. سراغ گرفت که ابوالقاسم حسین بن روح کجاست؟ وقتی خانه او را پیدا کرد، کیسه طلا و نقره و شمش ها را مقابل او گذاشت. این کسی است که نَفَس امام زمان به او رسیده، شمش ها همه مقابل او جمع شد، محمد بن حسن نگران است، دید حسین بن روح این شمش ها را زیر و رو کرد، یکی از اینها را درآورد، گفت: این شمش از ما نیست، شمشی که مربوط به ماست در سرخس در میانه ریگ ها گم شده، تو هم برای اینکه خیانت در امانت نکنی به همدان که رسیدی از مال خودت این سبیکه را درست کردی، در میانه این اموال گذاشتی، این برمی گردد به خودت ، تو هم وقتی برگشتی به سرخس در همان جا خیمه می زنی بعد می گردی آن شمش گمشده را پیدا می کنی، بعد که پیدا کردی سفر دیگر که آمدی به بغداد دیگر مرا نمی بینی، به نائب بعد از من تحویل بده.

این کسی است که دَم او، نَفَس او به این شخص خورده، به این مقام رسیده، گذشته را می بیند، آینده را می بیند، در بغداد است، بلخ و سرخس زیر نظر اوست ، همدان در قبضه قدرت اوست . اگر نوکر امام زمان این است، نائب ولی عصر این است، آیا خود صاحب امر در چه مقامی است ؟! این است که موسی بن عمران، کلیم الله حسرت مقام او را می خورد.

خوشا به حال شما اگر قدر بدانید.

*همه با هم دعا کنیم

امسال نیمه شعبان، شب نیمه، ساعت 11 ،همه باید دعای فرج را بخوانید. دوره سال هم این برنامه راترک نکنید. هر روز به قدری که وقتتان اجازه می دهد قرآن بخوانید، به خود ولی عصر هدیه کنید. اگر این کار را عمل کنید، تو، دوره سال هر روز بالاترین گوهر را که کلام الله است قرائت کنی، به او هدیه کنی ، شب بیست و سوم رمضان که شب قدر است دفتر عملت به امضای او می رسد، آیا با تو چه معامله خواهد کرد؟

افسوس که عمر گذشت و ما از این زندگی بهره ای که باید نبردیم. شما جوان اید! از دوران جوانی کار کنید، قرآن را هر روز ترک نکنید، به امام زمان هدیه کنید، اگر یک گِلی را کنار دسته گُل بگذاری، روز اول اثری نمی بینی اما اگر یکماه این گِل کنار آن گُل بود بعد که برداشتی می بینی بوی گُل می دهد. دل من و تو هم این جور است، یک روز قرآن بخوانی مثل گِلی است که یک روز کنار گُل است، اما اگر یکسال هرروز قرآن بخوانی، آن هم قرآن را به او هدیه کنی، به این هدیه برمی گردد به او، دیگر کار، کارتو نیست؛ می شود از من و تو هدیه ای به سلیمان زمان. آن وقت او به کرمش با ما چه معامله خواهد کرد؟! این است مقام ، منصب، این است راه ارتباط با ولی عصر.

شما تصور می کنید که او از نظرها پنهان است ولی خبر ندارید که چشم ها از دیدن او محروم است اما اشعه انوار او برهمه این دلها می تابد. خودش فرمود: ما شما را فراموش نمی کنیم، ما مراعات شما را از دست نمی دهیم. همه شما تحت نظر او اید، سعی کنید از این نظر بیگانه نشوید. نماز را اول وقت بخوانید، رابطه را با خدا حفظ کنید، قرآن را هر روز بخوانید، به او هدیه کنید. با این دو عمل ، هم به مبدأ عالم مرتبط اید، هم به حجت او، سعادت دنیا وآخرت نصیب همه شماست.

اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه، فی هذه الساعة وفی کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فیها طویلا.

اللهم أصلح کل فاسد من أمور المسلمین، اللهم صل وسلم علی ولیک وحجتک صاحب العصر والزمان بعدد ما فی علمک، بحق محمد وآله الطاهرین، والحمد لله رب العالمین.



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سید داود افضلی ( دوشنبه 20/4/90 :: ساعت 12:21 عصر )
»» برجستگی های نهج البلاغه مغفول مانده است/ باید بر این کتاب سجده ک

مدرس حوزه و دانشگاه گفت: ما در محافل و مجالس خود بیشتر مشغول ذکر اهل بیت (ع) هستیم اما از فکر اهل بیت بهره ای نمی بریم، این معضلی است که به شکل گسترده اما نه عمیق! در جامعه شیعی وجود دارد.

 


حجت الاسلام سید داود افضلی، مدرس حوزه و دانشگاه نهج البلاغه را یکی از منابع مهم در فقه و علوم اسلامی دانست و به خبرنگار شبستان گفت: این کتاب حدیثی و مهم، امروز در میان شیعه، اهل سنت، غیر مسلمانان و حتی جامعه اروپایی از جایگاهی ارزنده و ارزشمند برخوردار است و مورد  توجه و امعان نظر شخصیت های علمی و فرهنگی قرار گرفته تا جایی که تدریس نهج البلاغه در دانشگاه الازهر توسط شیخ محمد عبدوه واجب شمرده می شود.


اروپایی ها، مستمعین خطبه های علی در مسجد کوفه!


وی افزود: در گذشته تمامی فقهای شیعه قبل از آغاز درس خارج خود، خطبه ای از نهج البلاغه را قرائت کرده و آن را شرح می دادند یا به عنوان تبرک از نهج البلاغه استمداد و به آن استشهاد می کردند و پس از اعلام گرایش افراد خاصی از طایفه های اهل سنت به نهج البلاغه، سایر افراد نیز نسبت به استفاده از این بیانات، میل و رغبت نشان دادند و این جریان امروز تا جایی پیش رفته است که «توماس کارلایل» مستشرق اسپانیایی با تفکرات خاص خود می گوید: اگر امروز علی در مسجد کوفه خطبه می خواند، می دیدید که بیشترین مستمعین او را ما اروپایی ها تشکیل می دادیم!  این ارزش، جایگاه و قیمت نهج البلاغه در فضای کنونی جهان است.


حجت الاسلام افضلی در بیان دلایل مهجور و مغفول ماندن این کتاب ارزشمند در جامعه شیعه گفت: دلیل این مهجوریت دو طرفه است به این معنا که هم از طرف مدرسین، حوزه و دانشگاه، کم کاری و کوتاهی صورت گرفته و هم از طرف مصرف کنندگان جامعه شیعی. یعنی کسانی که عاشقان، محبان و ارادتمندان به آستان اهل بیت هستند چندان اهتمامی به این موضوع ندارند ما بیشتر وقتمان را مشغول جلسات و هیئات عزاداری یا جشن و سرور هستیم، ذکر اهل بیت را می کنیم اما از فکر اهل بیت بهره ای نمی بریم و این معضلی است که به شکل گسترده اما نه عمیق! در جامعه شیعی وجود دارد.


 آیا در دانشگاه های ما نهج البلاغه تدریس می شود؟


این مدرس حوزه و دانشگاه افزود: در طول قرون و اعصار گذشته بعضاً بزرگانی آمده و تلنگری به جامعه زده اند، اما این مسئله تعمیم پیدا نکرده است و امروز شما می بینید که پس از گذشت 32 سال از انقلاب اسلامی، هنوز در دانشگاه ها حتی دانشگاه های اسلامی ما، تدریس نهج البلاغه رسمیت پیدا نکرده!؟ در حوزه نهج البلاغه هنوز از دوام و قوامی برخوردار نیست و دلیل این امر هم نبود مدرس حاذق در این زمینه است بنابراین بخش اعظمی از این مشکل متوجه متولیان امر فرهنگ و آموزش کشور است که از آن غفلت کرده اند.


بیماری روحی جامعه ما عدم استفاده از کلام وحی گونه و نورانی معصوم است


حجت الاسلام افضلی یادآور شد: از سوی دیگر مردم نیز میل و رغبت چندانی به این موضوع نشان نمی دهند امروز گاهی در تلویزیون عبارت کوتاهی از ائمه، ضمیمه اخبار یا برنامه خاصی می شود اما عموم مردم توجهی به آن نمی کنند چرا؟ به دلیل عدم نیازسنجی! یعنی افراد نمی دانند که چه مقدار به فکر علی (ع) محتاج هستند؟ نمی دانند چقدر به کلام صحیفه سجادیه و سایر ائمه احتیاج دارند و چون این نیاز را در خود احساس نمی کنند پس مراجعه ای هم صورت نمی گیرد دقیقاً مانند بیماریهای روحی. فردی که مبتلا به دروغ است یا نمی پذیرد که بیمار است یا اگر پذیرفت معالجه ای نمی کند و یکی از بیماریهای روحی ما نیز، عدم استفاده از آبشخور نورانی کلام وحی گونه معصوم است. با این که به وجود آنها اعتقاد داریم اما از کلمات آنها بی بهره و محرومیم و این حقیقتی است که مرحوم شهید مطهری در صفحه 17 کتاب « سیری در نهج البلاغه» خود قاطعانه به آن اعتراف کرده و می گوید: من تا تابستان 1320 با دنیای نهج البلاغه بیگانه بودم مانند همه هم قطارانم – یعنی حتی در حوزه نیز، افراد نیازی در خود احساس نمی کردند – و ادامه می دهد که برای کاری به اصفهان رفته بودم در آنجا با عالم ربانی میرزا علی آقای شیرازی آشنا شدم، او با نهج البلاغه تنفس می کرد، با نهج البلاغه زندگی می کرد، استشهاداتش به نهج البلاغه بود.


حجت الاسلام افضلی خاطرنشان کرد: مطهری با وجود این که خود مجتهد بود و عمرش را در مسیر دینداری و حفظ ارزشهای دین گذرانده بود این چنین درباره نهج البلاغه اعتراف می کند. نهج البلاغه کتابی است دارای شیرینی ها، جذابیت ها و ناگفته هایی که مطرح کردن آن در سطح جامعه نیاز به تحقیق و تفحص بیشتری در این کتاب دارد، لکن به دلایلی که گفته شد، برجستگی های این کتاب مغفول مانده است.


اسرار و ناگفته هایی 33 ساله


وی یادآور شد: ما هنوز شرح جامعی برای این کتاب نداریم علیرغم اینکه بیش از 200 یا 300 شرح، ترجمه و توضیح درباره نهج البلاغه وجود دارد اما شرحی که یک جوان یا نوجوان بتواند از آن استفاده کند موجود نیست. نهج البلاغه کتابی است که در پرتو وحی ایجاد شده، شخص حضرت علی (ع) در خطبه قاصعه می فرمایند:« اری نور الوحی و اشم الریح النبوة»  من در کودکی (9 -10سالگی) نور وحی را می دیدم و بوی نبوت را استشمام می کردم، این ادعایی است که احدی روی کره خاکی این ادعا را نکرده است.این شخصیت والا قریب به 33 سال در محضر وحی بوده بنابراین باید 33 سال اسرار و ناگفته هایی داشته باشد که شاید به شکل رمز و ایجاز در کلماتش گنجانده اما یا قدرت درک و فهم این کلمات وجود نداشته و یا به سادگی از کنار آن عبور شده است.


چرا یک فرد مسیحی باید 200 بار نهج البلاغه را بخواند؟


وی در ادامه با اشاره به بیان نظرات و گفته های ابن ابی الحدید شارح و مفسر بزرگ نهج البلاغه گفت: ابن ابی الحدید در عظمت این کتاب و کلمات آن می گوید «اگر جا داشته باشد برای کلام کسی سجده کرد، باید بر این کلام سجده کرد» و باز در جایی دیگر اشاره می کندکه «من خطبه ای را در نهج البلاغه بیش از یک هزار بار خوانده ام و هنوز برای من تازگی دارد»


این مدرس حوزه و دانشگاه خاطر نشالن کرد: ما از درک این که این سطح از بینش چگونه و به چه شکل برای ابن ابی الحدید به دست آمده عاجز و ناتوان هستیم و برای ما قابل درک نیست! اما قطعاً باید جاذبه ای در این کلام وجود داشته باشد که او را وادار به مطالعه مکرر کرده است.


حجت الاسلام افضلی افزود: شخصی مانند جرج جورداق مدعی است که 200 بار نهج البلاغه را خوانده است! اگر این کتاب، کتابی معمولی بود شاید با یک بار خواندن هم، فرد را سیراب می کرد اما چرا یک فرد مسیحی باید 200 بار این کتاب را بخواند؟ در حالی که هیچ شیعه ای ادعا نکرده که 20 بار یا حداقل 2 بار نهج البلاغه را کامل خوانده است.


 میزان شناخت از کلام یا صاحب کلام، عامل تشنگی و جاذبه است


وی در ادامه با بیان اینکه جاذبه، نیاز به ظرفیت فردی افراد دارد، خاطرنشان کرد: میزان شناخت افراد از کلام یا صاحب کلام است که باعث تشنگی آنها و درک ظرافت های کلام می شود و ما در جامعه پژوهشی، تحقیقاتی، دانشگاهی و حوزوی خود چنین ظرفیتی را سراغ نداریم در غیر این صورت نهج البلاغه و یا سایر کتب روایی تا این حد مغفول و مهجور نبود.امروز شما کدام حوزه درسی را می شناسید که حدیث در آن مطرح ترین درس باشد؟ در حالی که ما در جامعه کبیره می خوانیم که«کلامکم نور و قولکم صدق» اگر کلمات اهل بیت نور هستند چه اشکالی دارد  محافل و مجالس ما مانند قرآن به کلام معصومین (ع) هم متبرک و مزین شود؟



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سید داود افضلی ( سه شنبه 14/4/90 :: ساعت 3:23 عصر )
»» مشترکات قرآن و نهج البلاغه

قرآن کتاب هدایت و روشنگری است و نهج‌البلاغه نیز تالی تلو قرآن کریم می‌باشد. محتوای این گوهر گرانبها، همواره به دنبال یک هدف مشترک می‌باشند.
مطالب و موضوعاتی که در قرآن و نهج البلاغه به طور مساوی و با یک مضمون بیان شده است عبارتند از:
1ـ حمد و ستایش خداوند
قرآن مجید و نهج البلاغه‌ی شریف، بعد از تسمیه با کلمة «الحمدلله»آغاز می‌شوند که عین این کلمه بیست و دو مورد در قرآن و سی و یک مورد در نهج‌البلاغه آورده شده است؛ به علاوه ترکیب‌های دیگری که مفید این معنی باشد، بیشتر از این مقدار است تا دستوری باشد برای مردم که در ابتدای خطابة خود، منعم و رازق خویش را ستایش کنند و متذکّر عظمت و جلال او در ضمن صفاتی که بعد از این کلمه بیان می‌شود، بشوند؛ چنانکه علی ـ علیه السَلام ـ می‌فرماید: «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی جَعَلَ الْحَمْدَ مِفْتاحاً لِذِکْرِهِ.»[1] یعنی سپاس سزاوار خداوندی است که سپاسگزاری را کلیدی جهت یادآوری خود قرار داد.
و چون علمای بیان الف و لام کلمه «الحمدلله»را استغراقیه و لام جر را مفید اختصاص دانسته‌اند، معنی این کلمه این است: «به طور کلی هر گونه ستایش مختص خداوند است».
از بیان شیخ توسی در تفسیر تبیان پیرامون آیات اول سوره انعام، استفاده می‌شود که صفاتی که بعد از کلمه الحمدلله ذکر می‌گردد، علّت امر به تحمید بندگان و مانند «دعوی الشییء ببینة و برهان»است. شیخ جلیل بعد از ذکر آیة «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَ السَّمواتِ وَ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ الظُّلُماتِ وَ النُّورَ»[2] می‌گوید: «اخبر الله تعالی فی هذه الآیة ان المستحق للحمد من خلق السموات و الارض»[3] یعنی خداوند متعال در این آیه خبر می‌دهد که سزاوار ستایش کسی است که آسمانها و زمین را آفریده و تاریکی‌ها و نور را قرار داده است.
و ملاّ عبدالله ـ مؤلّف حاشیة معروف در منطق ـ نیز به این معنی تصریح کرده و آن را از لطایف کلام شمرده است و نیز در علم معانی و بیان خلاصة این مطلب را به این عبارت بیان می‌کند: «تعلیق الحکم الوصف یشعر بعلیة مأخذ الاشتقاق.»بنابراین می‌توان گفت معنی آیة «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی فَضَّلَنا عَلی کَثِیرٍ مِنْ عِبادِهِ الْمُؤْمِنِینَ»[4] این است که چون خداوند ما را بر بسیاری از بندگان با ایمانش برتری داد، سزاوار است که او را ستایش کنیم. معنی آیة شریفة «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَنْزَلَ عَلی عَبْدِهِ الْکِتابَ»[5] این است که چون خداوند قرآن را بر بنده‌اش محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ فرو فرستاد، سزاوار ستایش است. همچنین در جملة نهج البلاغه «اَلْحَمْدٌلِلَّهِ النّاشِرِ فِی الْخَلْقِ فَضْلَهُ وَ الْباسِطِ فیهِمْ بِالْجُودِ یَدَهُ»[6] معنی این است که چون خداوند احسانش را بر مردم پراکنده و همه را مشمول بخشش خود قرار داده است، سزاوار ستایش است.
به طوری که در قرآن و نهج‌البلاغه تفحّص و استقصا نمودیم، حمد و ستایش الهی در شش مورد آورده شده است.
1ـ در موقع بیان نعمتی از نعم الهی مانند سه مثال سابق.
2ـ هنگام ذکر صفات الهی مانند آیه‌یی که از شیخ توسی در تفسیر تبیان بیان شد.
3ـ زمان تذکر نعمت و احسانی که از جانب خداوند به انسان ارزانی شده است مانند آیة «الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی وَهَبَ لِی عَلَی الْکِبَرِ إِسْماعِیلَ»[7]
4ـ موقعی که بلا و مصیبتی از انسان دفع شود، مانند:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ عَنَّا الْحُزْنَ؛ (فاطر/ 34) سپاس خدایی را سزاست که اندوه را از ما برد.»
5ـ در اوقات مخصوصی از شبانه روز مانند آیة:
«وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ؛ (ق/ 39)»
6ـ ستایش در همه اوقات به صورت صنعت تأبید مانند:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ کُلَّما وَقَبَ لَیْلٌ وَ غَسَقَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ کُلَّما لاحَ نَجْمٌ و خَفَقَ؛ (خطبة 48)»سپاس خداوندی را سزا است تا هر زمان که شب فرا رسد و تاریکی فراگیر شود و هرگاه که ستاره هویدا و پنهان گردد.
2ـ دین پسندیدة خدا، اسلام است
«إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ؛(آل عمران/ 19) همانا دین نزد خدا اسلام است.»
«وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِینَ؛ (آل عمران/ 85) کسی که غیر از اسلام دینی را بجوید، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیانکاران است.»
«الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلامَ دِیناً؛ (مائده/ 3) امروز دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را دین شما انتخاب کردم.»
«ثُمَّ اِنَّ هذَا الْاِسْلامَ دینُ اللِه الَّذِی اِصْطَفاهُ لِنَفْسِهِ وِ أِصْطَنَعَهُ عَلی عَیْنِهِ؛ (خطبة 189) این اسلام، دین خدا است و آن را برای خود برگزیده و به نظر عنایت خویش پرورده است.»
«فَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْاِسْلامِ دیناً تَتَحَقَّقْ شِقْوَتُهُ وَ تَنْفَصِمْ عُرْوَتُهُ وَ تَعْظُمْ کَبْوَتُهُ وَ یَکُنْ مَا بُهُ اِلَی اَلْحُزْنِ الطَّویلِ وَ الْعَذابِ الْوَبیلِ؛ (خطبة 160) کسی که غیر از اسلام دینی جوید، بدبختی و تیره، روزیش ثابت می‌گردد و رشتة او گسیخته می‌شود و بر او سخت می‌افتد و بازگشت او به اندوه بسیار و عذاب دردناک است.»
بیان:
دین در لغت به معنی جزا و پاداش است، مانند آیاتی که کلمه دین در آنها مضاف الیه یوم گشته است، چون «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ»[8]؛ به معنی اطاعت و انقیاد است مانند آیة «ما کانَ لِیَأْخُذَ أَخاهُ فِی دِینِ الْمَلِکِ»[9]. ولی اکنون که می‌گوییم دین، به معنی قوانین و مقررات خاصی است که ازجانب خداوند توسط یکی از پیغمبران بری سعادت بشر نازل گشته است؛ چنانکه در آیة شریفه: «هُوَ الَّذِی أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ»[10] در این معنی به کار رفته است.
اما اسلام به معنی دخول در سلامت است زیرا شخص به برکت اسلام، عقاید و حیثبات خود را در دنیا و آخرت در حصار محکم و استوار الهی از گزند و شرور، سالم نگه می‌دارد؛ یا به معنی تسلیم و انقیاد است و این معنی از آیات بسیاری استیناس[11] می‌شود مانند:
«فَإِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الُْمخْبِتِینَ؛ (حج/ 34) خدایتان خدای یگانه است، مطیع او شوید و فروتنان را مژده بده.»
و به ملاحظة همین معنی شریعتهای گذشته را قرآن مجید، اسلام نام نهاده است مانند:
«إِذْ قالَ لَهُ رَبُّهُ أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِینَ وَ وَصَّی بِها إِبْراهِیمُ بَنِیهِ وَ یَعْقُوبُ یا بُنِیَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفی لَکُمُ الدِّینَ فَلا تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَ أَنْتُمْ مُسْلِمُونَ؛ (بقره/ 131) زمانی که پروردگار ابراهیم به او گفت: اسلام آور. گفت: به پروردگار جهانیان اسلام آوردم و ابراهیم همین طریقه را به پسران خویش و یعقوب سفارش کرد ای فرزندان من خدا این دین را برای شما برگزید، نمیرید مگر آنکه مسلمان باشید.»
3ـ پیغمبر اسلام در زمان فترت، مبعوث شد
«یا أَهْلَ الْکِتابِ قَدْ جاءَکُمْ رَسُولُنا یُبَیِّنُ لَکُمْ عَلی فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ؛ (مائده/ 19) ای اهل کتاب فرستادة ما در دوران فترت پیغمبران، به سوی شما آمد که حق را برای شما روشن کند.»
«اَرْسَلَهُ عَلی حینِ فَتْرَةٍ مِنَ الرُّسُلِ وِ طُولِ هَجْعَةٍ مِنَ الْاُمَمِ؛ (خطبة 88 و 157) خداوند پیغمبرش را در زمان فترت رسولان و خواب طولانی امٌتها فرستاد.»
بیان:
«فترت»در لغت به معنی انقطاع و سستی در کار است و در آیة شریفه به اتّفاق جمیع مفسّرین مراد انقطاع وحی و فاصله‌یی است که بین آمدن پیغمبران حاصل می‌شود و در اینجا مقصود فاصله‌یی است که بین حضرت عیسی و پیغمبر خاتم ـ صلّی الله علیه و آله ـ رخ داد که حدود 600 سال بوده است و ذکر این مطلب در آیه برای امتنان و اتمام حجّت خداوند بر بندگان است تا نگویند چرا بعد از این مدت طولانی برای ما راهنما و پیغمبری نفرستادی. چنانکه این معنی از ذیل آیه شریفه و خطبة مبارکه نیز ظاهر می‌گردد.
4ـ قرآن را با ترتیل قرائت کنید
در سوره مزمل خداوند متعال بعد از آنکه به پیغمبر اکرمش امر به قیام لیل می‌کند، می‌فرماید:
«وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلاً؛ (مزمل/ 4) و قرآن را با ترتیل بخوان.»
علی ـ علیه السّلام ـ در خطبة «همام»که صفات متقین را ذکر می‌کند، می‌فرماید:
«اَمَّا اللَّیْلُ فَصافّونَ اَقْدامَهُمْ تالینَ لِاَجْزاءِ الْقُرانِ یُرَتِّلُونَهُ تَرْتیلاً؛ (خطبة 184) چون شب شود برای نماز برپا می‌ایستند، آیات قرآن را با ترتیل می‌خوانند.»
بیان:
«ترتیل»را مفسرین شمرده شمرده و بدون شتاب خواندن، معنی می‌کنند به طوری که کلمات و حروف از یکدیگر جدا و متمایز باشد. ولی با تأیید روایات دیگر می‌توان گفت که مقصود از «ترتیل»خواندن با اندیشه و تأمّل است که در صورت عجله و تند خواندن میسّر نمی‌شود.
5ـ خلقت انسان، بیهوده نیست
«أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُونَ؟؛ (مؤمنون/ 115) مگر پنداشتید که ما شما را بیهوده آفریده‌ایم و به سوی ما بازگشت نمی‌کنید؟»
«فَاِنَّ اللهَ سُبْحانَهُ لَمْ یَخْلُقْکُمْ عَبَثاً وَ لَمْ یَتْرُکْکُمْ سُدًی؛ (خطبة 85) خداوند شما را بیهوده نیافریده و مهمل رها نکرده است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] ـ خطبة 156.
[2] . سورة انعام، آیة 1.
[3] . تفسیر تبیان، شیخ توسی، ج 4، ص 76، چاپ مکتب الاعلام الاسلامی، 1409 ه. .
[4] . سورة نمل، آیة 15.
[5] . سورة کهف، آیة 1.
[6] . خطبة 99.
[7] . سورة ابراهیم، آیة 39.
[8] . سورة فاتحة الکتاب، آیة 4.
[9] . سورة یوسف، آیة 76.
[10] . سورة فتح، آیة 28.
[11]. استیناس، انس گرفتن، مأنوس شدن.
 



سیّد جواد مصطفوی- رابطه نهج‌البلاغه با قرآن


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » سید داود افضلی ( یکشنبه 12/4/90 :: ساعت 6:28 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

امام حسن(ع)
قرآن ! من شرمنده توام
خورشید.......
صلی الله علیک یا اباعبدالله
محرم
روی عن علی(علیه‎السلام) قال: «مَنْ تَأَدَّبَ بِآدَابِ اللَّهِ عَ
بمناسبت فرارسیدن میلاد مسعود حضرت رضا علیه السلام ادامه
بمناسبت فرارسیدن میلاد مسعود حضرت رضا علیه السلام
اگر خلاف اسلام دیدید، حکّام را متهم کنید نه احکام را!آخرین یاددا
300 آیه قرآن در منزلت حضرت علی(ع) نازل شده است
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 14
>> بازدید دیروز: 120
>> مجموع بازدیدها: 90642
» درباره من

فرهنگی - مذهبی
سید داود افضلی[120]
طلبه ای هستم م...............................ت

» آرشیو مطالب
3. غلو یکشنبه 15/5/1385 پیام [13]
1. اختلاف روش ائمه علیهم السلام یکشنبه 15/5/1385 پیام4 4 موضوع [2]
4. هدیه از سایت امام علی علیه السلام سه‏شنبه [14]
5. محتشم کاشانی سه‏شنبه 3/5/1385 پیام0 [7]
6. جایگاه علی علیه السلام درهستی سه‏شنبه 3/5/1385 پیام0 موضوع
7. آداب بدست آوردن حضور قلب در نماز دوشنبه 2/5/1385 پیام [2]
. آیت‌الله فاضل: مسلمانان به هر ط ... دوشنبه 2/5/1385 پیام [3]
شرمگین آن بیشرفها [2]
3 . ازدواج دو همخون [5]
جایگاه علی علیه السلام درهستی [2]
تابستان 1387
بهار 1387 [5]
زمستان 1386 [2]
پاییز 1386 [2]
تابستان 1386 [3]
بهار 1386
خرداد 88 [11]
مرداد 87
تیر 88 [2]
تابستان89 [5]
شهریور 89 [5]
مرداد 89 [2]
دی 88 [2]
مهر 89 [3]
خرداد 90 [3]
تیر 90 [3]
مرداد 90 [4]
شهریور 90 [4]

» لینک دوستان
رازهای موفقیت زندگی
دهاتی
یادداشتهای روزانه رضا سروری
*غدیر چشمه هیشه جاری*
دکتر علی حاجی ستوده
سیب سرخ
خاطرات دکتر بالتازار
صل الله علی الباکین علی الحسین
.: شهر عشق :.
گروه اینترنتی جرقه داتکو
صراط مبین
سکوت پرسروصدا
رویای زیبا ...
شهید شلمچه
نبض شاه تور
لحظه های آبی
آرش...پسر ایده آل من
**قافله نت**
نیروی هوایی دلتا ( آشنایی با جنگنده های روز دنیا )
منطقه آزاد
دوباره هوای عشق تو زد به سرم
حسین طرفه
آستان حضرت عبدالعظیم علیه السلام
آیت الله میرزا جواد تبریزی
آیت الله صافی گلپایگانی
آیت الله سید محمد شاهرودی
آیت الله موسوی اردبیلی
آیت الله مکارم شیرازی
آیت الله فاضل لنکرانی
آیت الله نوری همدانی
آیت الله جوادی آملی
آیت الله سیستانی
دفترآ یت الله خامنه ای
متقین
شیخ محسن قرائتی
دریافت کتب رایگان
آیت الله جناتی
علوم قرآنی
بانو مجتهده صفاتی
آیت‌الله حاج سید محمدحسین حسینی‌طه
آثار استاد شهید مرتضی مطهری
دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
آیت الله شیرازی
تبیان
آیت الله مبشر کاشانی
آیت الله هادوی
آیت‌الله صانعی
آیة الله میرزا محمد حسن احمدى فقیه
آیت الله سیدمحمد صادق روحانى
آیت الله ا سید محمد تقى مدرسى
آیت الله میرزا جواد غروی علیاری
نسیم مطهر
حوزه علمیه قم
پایگاه اطلاع رسانی رسا
بزرگان شیعه
استاد حسین انصاریان
علامه حسن زاده آملی
آیت الله امینی
آیت الله مظاهری اصفهانی
آیت الله گرامی قمی
آیت الله صادقی تهرانی
استاد مصباح یزدی
رساله توضیح المسایل جامع
ترجمه تحریرالوسیله
تاریخ فقه شیعه
خودم درجایی دیگر
آیت الله وحیدخراسانی
آیت الله بهجت
آیت الله بهجت
خبرگذاری اهل بیت
خبرگذاری قرآنی
قایم مقامی
کتاب نیوز
دفاع مقدس
شبکه امام رضا(علیه السلام)
آستان قدس رضوی
پایگاه اطلاع رسانی آستانه مقدسه حضرت معصومه (س)
دفترچه یادداشت
زندگی

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان














» وضعیت من در یاهو
یــــاهـو
» طراح قالب